نويسنده: على غلامى دهقى
رشته: تاريخ، موسسه آموزشى پژوهشى امام خمينى، حوزه علميه قم
استاد راهنما: حجة الاسلام يعقوب جعفرى
استاد مشاور: حجة الاسلام مهدى پيشوايى
خلاصه: معمولا گفته مىشود تاريخ تاريك است و مورخ براى يافتن واقعيتها در اين تاريكخانه به جستجو مىپردازد. كمتر مورخى است كه در يافتن واقعيتها و بيان حقايق دچار تعصبات گوناگون قومى يا مذهبى نگردد. تاريخ اسلام نيز از اين كليت مستثنى نيست و موردخان مسلمان تحت تأثير عوامل مختلف و با انگيزههاى متفاوت به نگارش تاريخ پرداختهاند. با اين حال، محقق مىتواند با بررسى دقيق از لابلاى كتابهاى تاريخى به واقعيت يا چيزى نزديك به آن دست يابد و به برخى ابهامها و پرسشها در موضوعات تاريخى پاسخ دهد. موضوع اين كتاب چيزى است كه در تاريخ اسلام به (واقعه رده) معروف و مشهور مىباشد. دراين كه در واپسين روزهاى زندگى رسول خدا(ص) و كمى بعد از رحلت آن حضرت، عدهاى از دين اسلام برگشته و مرتد شدند و مدعيان دروغين پيامبرى نيز از اين فرصت بهره گرفته و عده زيادى را به ارتداد از دين كشاندند، شك و ترديدى نيست و به ناچار ابوبكر و دستگاه خلافت بايستى با آنها به مقابله بر مىخاستند كه چنين هم نمودند. اما عده زيادى از شورشيان عليه خلافت مدينه مسلمان بودند و از دين برنگشته بودند بلكه انگيزهاى ديگرى از شورش داشتند. نگارنده در اين نوشتار تلاش نموده است كه صف مرتدان را از مخالفان حكومت قريش و نيز معترضان به پىآورد سقيفه و برخى جويندگان جانشين واقعى پيامبر(ص) جدا نموده و آنها را از اتهام ارتداد كه توسط ابوبكر و دستگاه خلافت به آنان نسبت داده شد، مبرى گرداند. اين كار با مطالعه دقيق منابعى كه در خصوص ماجراى رده نگاشته شدهاند و نيز مطالعه كتابهايى كه تاريخ اسلام را به صورت عمومى و فراگير نوشته و به اين موضوع پرداختهاند، صورت گرفته است. ما با نفى تعميم و گستردگى مبالغه آميزى كه برخى مورخان در اين ماجرا به آن مبتلا شدهاند با تقسيم شورشيان به دستههاى مختلف و پرداختن به انگيزههاى هر كدام، به برخى شورشيان كه داراى انديشه شيعى بودهاند دست يافتهايم. هر چند دستگاه خلافت و بويژه شخص ابوبكر براى مواجهه با بحران خلافت و جانشينى پيامبر(ص) به اين مسئله دامن زد و مخالفان سياسى خود را با برچسب ارتداد سركوب نمود، اما مخالفت برخى صحابه با اين كار، نشانگر واقعيتى است كه قابل انكار نيست و برخى مواضع على(ع) نيز مؤيد همين مطلب است.